عاشق شیطونی هاتم
دخمل نازنینم این روزا خیلی شیطون شدی ، الهی قربون تکون خوردنات بشم عزیزم ، بازم که تو شکم مامان بازی کردی و چرخیدی و دوباره سرت اومده بالا و پاهای کوچولو و نازت رفته پایین زیر دل مامانی ، فدات شم فکر کنم آخرشم هم سرت بالا باشه و پاهات پایین و به دنیا بیای، دکتر تو چکاب 4 مهرماه گفت که جوجو کوچولوی مامان حالش خوبه و خداروشکر فعلا هیچ مشکلی نداره و قراره دوباره 18 مهر برم پیش دکترت تا وزنت رو چک کنه و بفهمم عسل مامان چند کیلو شده. این چند وقته که برات ننوشتم به خاطر درگیری اسباب کشی مامان بزرگت و جابجاییشون بوده وگرنه خودم دلتنگ دردو دل کردن برات بودم.یادم رفت بگم که مامان جونت برات یه سوئیشرت خیلی ناز و چهارتاجوراب و دوتا شلوارخونه ای خیلی نازخریده که همش تو رو تصورمیکنم که اینارو پوشیدی و دستای کوچولوت تو دستای مامان هست ، الهی که سلامت به دنیا بیای و بزرگ شی و اینا رو بپوشی و من ذوق کنم. خاله مهنازتم که میگه واست کلی چیزای خوشکل خریده و میخواد وقتی به دنیا اومدی خودش بهت بده و به منم نشون نداده، تازه دایی میثم هم برات یه عروسک خیلی ناز خریده و دایی علی هم واسه من لواشک میخره که بخورم . فدای روی ماهت نصیحت همیشه مامانی که میگه فرشته کوچولو واسه ما دعاکن و مواظب خودت باش که سلامت به دنیا بیای. یه عالمه دوستت دارم و میبوسمت از رو دلم نفس مامانییییییییییییییییییییی.................
![]()
![]()


عاشق شیطونی هاتم
